این روزها 7

شنبه 28 شهریور روز رنوشت ساز برای اقای همسر از نظر موقعیت شغلی وتدریس هست سرنوشت سالهای بعد ما 28 ام خواهد خوردخود اقای همسر خیلی استرس دارد هرچی خدا خودش بخوادمن راضی هستم به رضای او وشادی اقای همسر

24 عقد دختر خواهر شوهر هست همون که یک ماه قبل زایمان کرد دختر بزرگش عروس میشه ومن هم مشکل چی بپوشم دارم واینو اضافه کنید به چی بپوشم گل دختر

وسایل مدرسه بچه ها هنوز خریداری نشده تکلیفمان مشخص نیست اگر اینجا ماندگار شدیم که باید سرویس گل دختر حل بشه مدرسه امسالش عوض شده وبا داداشش مدرسه اش تو یک کوچه هست درست روبروی هم اقای همسر میگه اگه مدرسه خودش به منطقه ما سرویس نداشت بذاریم سرویس گل پسر اما دخترم میگه نه من تا خونه از دست پسرها دیوانه میشم ی(یکبار سوارشده تجربه اش رو داره )اینم به نوبه خودش مشکل هست

با توجه به موقعیت تاریخی تو اداره هم که کارمون زیاده

چقدر دلم می خواست بریم مشهد نشد که نشد امام رضا نخواست هیچ کجا هم مسافرت نرفتیمتعطیلات امسال هم درگیر کارها وبرنامه های اقای همسر بودیم

امروز سالگرد مادر  بزرگم هست  مادر مادرم 30ساله مرده خدا کنه بتوانم بروم سر خاکش (خونه ما به ارامستان محل دفن اموات نزدیک هست)

گل پسر پارسال عاشورا نذر کرده بود که اگرتبلت دار بشه برای کل شاگردهای مدرسه وطنی اش چوب شور بخره از حالا داره پول پس انداز می کنه

 

/ 0 نظر / 9 بازدید