همین جوری

خیلی وقت هست که ننوشته ام خیلی حرف دارم بنویسم از برگشت به تبریز /شرایط کاری جدید اقای همسر که تا پایان مرداد ماه موفق به زیارت ایشان بصورت بسیار بسیارمحدود خواهد بودوبعد از مرداد ماه دوباره برمی گردیم به شرایط عادی زندگی  که من بعید می دانم مرداد ماه باشد این تا کارهاشو تحویل بده شهریور تموم میشه /از الا خون والا خون بودن مدرسه بچه ها /تابستان وعلافی بچه ها که بین منزل مادر وخونه خودمان در رفت امد هستیم/کلاسهای تابستانی بچه ها /روزه داری وگرما /همکارها ی نا محترم /بی محبتی خانواده همسر

کلی نوشته بودم که تایید نشد

/ 0 نظر / 5 بازدید